شهریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد
از اندوه و از عزا به دور باد سرزمین
من / از پََلَشت و از پَلیدی به دور باد روان آدمی / از
کراهت و از مرگ به دور باد زندگانی زمین / و از گول و از گزند / از
کژدم و اژدها / از دیو و از درنده / به دور باد خان- و- مان آدمیان.
تا هست... خنده ی شادی خیز کودکان خوش
باد / تا هست... شهریاری بانوان و آواز
خنیاگران خوش باد / تا هست... رمه ها بسیار تر / رودها بسیار تر و / بسیار....بسیار تر باد. / تا
هست هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید / تا هست... اندوه آدمیان مرده باشد / تنگدستی و تاریکی مرده باشد.
چنین که من خواسته ام... راهزنان را به خانه ی پاکان راهی نیست / گمراهی و تباهی را به خانه ی خوبان راهی نیست / خود بین و بداندیش را به خانه ی خردمندان
راهی نیست / و ناخوشی و خشونت را به خانه ی پارسایان راهی
نیست.
این وصیت من است / از فرازند تا فروشد خورشید / از کاهلی بگریزید / زیرا تن آسایی، سر آغاز تسلیم است / تسلیم سر آغاز تاریکی ست / و تاریکی سر آغاز تباهی ست / و این بایسته ی سرزمین من و ملت من نبوده، نیست، نخواهد بود.

دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای بنشسته همی گفت که کوکوکوکو
......................................................................................................
......................................................................................................
بر گرفته از کتاب "منم کوروش، شهریار
روشنایی ها" I Am Cyrus : Lord Of The
Light
باز سرایی شده ی سید علی صالحی – نشر ابتکار
نو

