تبليغاتX
تردامن

صبح امروز مثل همیشه برای خرید رفتم بازارچه. موقع بازگشت دیدم یازده قلم جنس خرید کرده ام ؛ یعنی یازده عدد کیسه ی نایلونی که بعد از طی مسیری هفت هشت دقیقه ای تا خانه، تبدیل میشود به یازده قطعه زباله ی ماندگار تا ابد. دیگه حوصلم نیومد حساب کنم هر روز چند نفر به این بازارچه میرن و به طور متوسط چند قلم خرید میکنند و چند تا ازین بازارچه ها و مغازه ها در شهر هست و چند...اما راستش حوصلم آمد، جراءت نکردم. همون موقع با خودم فکر میکردم که نمیشه به جای این کیسه های نایلونی، کیسه های پارچه ای یا دست کم مشمایی محکم استفاده کرد که فقط مخصوص خرید باشند و بارها قابل استفاده ؟!..........- خب البته که نمیشه. چون صرف نظر از ممکن یا غیر ممکن بودنش، این کار یعنی عوض کردن آگاهانه یکی از هزارها عادت بد و به ناچار صرف اندکی ....

روی ادامه مطلب کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ماهان مهرزاد در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 4:7 |

مُلهَم از کتیبه های کهن...

بگذارید هر کسی به آیین خویش باشد

زنان را گرامی بدارید

فرو دستان را دریابید

و هر کسی به تکلم قبیله ی خود سخن بگوید

آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید.

روی ادامه مطلب کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ماهان مهرزاد در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 21:38 |

باز خوانی رباعی معروف خیام خنیاگر به روایت ماهان:

من تشنه ام بخدا، لاجرعه سر کشیدن را با من ترانه ای ساز کن....

من بی می ناب زیستن نتوانـــــــم           بی باده کشید بار تن نتوانــــــم

من بنده ی آن دَمَم که ساقی گوید          بگذار برای دگـــــــران، نتوانــــــم

من تشنه ام بخدا، رهایی را با من...

.........................

(اصل مصراع آخر با نگاه خیامی این شکلی ست: یک جام دگر بگیر و من نتوانم)

+ نوشته شده توسط ماهان مهرزاد در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 11:49 |